قسمت15 داستان ss101  

سلام بعله من اومدم خب یه خبرم دارم و اینکه من از این به بعد فقط ۴ شنبه ها آپ می کنم واین حاصل نظر ندادنای خیلی هاست که از اشتیاق من کم کردخب این  شما و این داستانکجااااااااااا؟این قسمت رمزیه باید نظر بدید همراه با آدرس منم رمز رو بدم 

ادامه مطلب  

خاطرات بی پایان (23) - 영원한 추억 23 (قسمت پایانی)  

سلام جیجرا خوبین ؟؟؟ از نظراتتون ممنون ..
بعله این قسمت ، قسمته پایانیه و رمزدار ...
رمزدار کردن داستان باعث شد خیلی از اونایی که داستانو میخوندن و نظر نمیدادنو بشناسم
حالا هم رمزو نمیگم بمونین تو خماری خخخخخ
 
شوخی کردم دلم سوخید رمز داستان تو اولین پستمه (دقت کنین اولین پست ، نه اولین قسمته داستان) چون وقت نداشتم به ایمیلاتون رمزو بفرستم اینکارو کردم لطفا بعضی ها سوء استفاده نکنن و مجانی نخونن
خوندن بدون نظر هم حرامه.. چون قسمته آخره و خیلی

ادامه مطلب  

من دخــتـــر زمـــیــــنــم و حــــــوای خـــــــدا!  

خداوند
مشتی خاک برداشت...
خاک را
شکل داد...
از روح
خود در آن دمید و به آن حیات بخشید
و...
حــــــــوا پا بر جهان خلقت
نهاد...
اما;
این
پایان داستان نبود
حوا ،
فقط حوا نبود!
حــــــوا مظهر عشق بود
اسطوره
ی پاکی...
باران
نجابت...
و نسیم
محبت...
نماد
زنیت بود و...
الگوی
آدمیت...
اما;
حــــوا باز هم فقط حـــوا نبود!
حـــوای خدا ، لیلی داستان ها
شد...
بانوی
ساخته ی دست خدا ، شیرین قصه های فرهاد شد...
عشق را
با دستان ظریفش پدید آورد.
زن
بودن را تحقق بخشید.
حس

ادامه مطلب  

کتاب قصه کربلا  

 
 
 
 
 
 
 
 
خواندن مجموعه 10 جلدی «قصه کربلا» اثر مهدی قزلی به آن گروه از خوانندگان ادبیات عاشورایی که علاقمند به مطالعه آثاری با موضوع واقعه عاشورا هستند و دوست دارند حکایت های عاشورایی را در قالب داستان های کوتاه مطالعه کنند توصیه می شود.
مجموعه 10 جلدی «قصه کربلا» کاری متفاوت در حوزه داستان نویسی معاصر درباره واقعه عاشورا است که با گزینش وقایع تاثیرگذار از رویداد بزرگ تاریخ شیعه به روایت گوشه هایی از آن واقعه پرداخته است.
قزلی برای هر

ادامه مطلب  

دوست داری کدام باشی؟  

چکمه پوش یا برهنه؟!
 داستان "گربه چکمه پوش" را شنیده اید؟ در این داستان می خوانیم:
شب شد و گربه خاکستری پاورچین پاورچین پا از خانه اش بیرون گذاشت. صدای باد لابه لای علف ها تنش را می لرزاند و او خودش را از نور ماه پنهان می کرد. سه روز و سه شب بود که چیزی نخورده بود. او حتی عرضه  گرفتن یک موش را هم نداشت. گربه ای که از همه چیز می ترسید و از پس هیچ کاری بر نمی آمد...

ادامه مطلب  

یاد گرفتم..  

یادگرفتم به هیچکسی بدی نکنم
یاد دادم که هیچ وقت نباید به دوستان قدیم وحال دشمنان تازه ات بدی کرد و شمام با آنها دشمنی کنید
بلکه اون ها درگیر زمانه هستن پس بگذارید خودشان متوجه کارهایشان بشوند
این جمله چندتا لایک داره خودم نوشتم خخخخ

ادامه مطلب  

کیهان بچه های قدیمی  

و این هم دو صفحه از داستان جذاب و دنباله دار « گریشکا و خرس او » که با توجه به مشخصات
ظاهری آن ، به احتمال خیلی زیاد ،ترجمه ای بود از متن روسی و در نخستین سال های  دهه ی
چهل شمسی ، در کیهان بچه ها چاپ می شد ...
* اندازه ی بزرگتر این صفحات در « ادامه ی مطلب » >
لطفا پس از ظاهر شدن تصویر ، ابتدا آن را save و سپس مشاهده فرمایید .
داستان دنباله دار« موک کوچولو » یکی دیگرازجذاب ترین داستان هایی
بود که دردهه ی چهل ، در« کیهان بچه ها » به چاپ رسید .
* اندا

ادامه مطلب  

 

سلام به همگی خوبید دوستان واقعا ممنونم که داستان منو میخونید با نظرات منو یاری میکنید خیلی خوشحالم بعضی از دوستان خیلی اشنا به نظر میرسن اگه کار خاصی با من دارید شمارتونو  تو نظر خصوصی بزارید در اسر وقت بهتون پیام میدم  فقط شرمنده نمتونم زود زود بیام سعی میکنم که بیام مواظب خودتون باشید دوستتون دارم

ادامه مطلب  

داستان كوتاه  

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد تا اینکه یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند. صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخ

ادامه مطلب  

داستان آموزنده  

 حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .هر کاری کردند از ماشین پیاده بشه نشد که نشد. پدر و مادرش فکر  میکردند  اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به پا میکنه.اما  اینطور نشد. 

ادامه مطلب  

سلام عزیزان  

سلام فرزانه های گلم!
تا الان طبق قولی ک داده بودم 7تا از داستان های کیمیاگران خاک رو براتون گذاشتم رووب.
اگر با ادامه داستان های کیمیاگران خاک موافقید در این پست اعلام نظر کنید تا با توجه به تعداد علاقمندان به این بخش بازم ادامه بدیم

ادامه مطلب  

داستان کیمیاگران خاک7 ( علاقه به دانستن زبان حیوانات...)  

علاقه به دانستن زبان حیوانات
مرد جوانی نزد حضرت موسی ( ع ) آمد و گفت : ای موسی من می خواهم زبان حیوانات را بیاموزم و از گفت و شنود حیوانات عبرت بگیرم .
حضرت موسی ( ع ) رو به آن جوان کرده ، گفت : این کار به صلاح تو نیست ، زیرا که خطراتی برایت دارد.
جوان گفت : ای موسی در شأن تو نیست که مرا محروم از آرزویم نمایی . از خداوند بخواه که به من زبان خروس و سگ را بیاموزد . که اگر همین دو زبان را بیاموزم راضی می شوم.
حضرت موسی ( ع ) رو به خدا کرده  گفت : ای خداوند بزرگ ،

ادامه مطلب  

داستان کوتاه پند سقراط  

 
 
روزی سقراط حکیم
علت ناراحتیش را پرسید
پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم
سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم
سقراط گفت : چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت : خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم
آدم که از بیم

ادامه مطلب  

لیزی کاپلان در فیلم «حالا منو میبینی ۲» بازی می کند  

“لیزی کاپلان” در حال نهایی کردن قراردادش برای حضور در قسمت دوم فیلم «حالا منو میبینی» (Now You See Me) است.
بنابر گزارش سینما باکس به نقل از باشگاه خبرنگاران، “لیزی کاپلان” به همه‌ی اعضای اصلی فیلم «حالا منو میبینی» ملحق خواهد شد. در این فیلم “جسی آیزنبرگ”، “وودی هارلسون” و “دیو فرانکو” بازی خواهند کرد. کارگردانی این فیلم نیز بر عهده‌‌ی “جون چو” خواهد بود. داستان این فیلم به هیچ عنوان در هیچ جا لو نرفته است.
داستان قسمت اول این فیلم دربار

ادامه مطلب  

داستانی از مثنوی معنوی: صوفی و خرش  

بشنوید ای دوستان این داستان                        خود حقیقت نقد حال ماست آن

 

روزی بود و روزگاری در زمانهای پیش یک صوفی سوار بر الاغ به خانقاه رسید و از راهی دراز آمده و خسته بود و تصمیم گرفت که شب را در آن جا بگذراند پس خرش را به اصطبل برد و به دست مردی که مسئول نگهداری از مرکب ها بود سپرد و به او سفارش کرد که مواظب خرش باشد.

 

خود به درون خانقاه رفت و به صوفیان دیگر که در رقص و سماع بودند پیوست. او همانطور که با صوفیان دیگر به رقص سماع مشغول بود،

ادامه مطلب  

ملا کمال خان هوت اسطوره ی موسیقی بلوچستان  

 
در سال یک هزار و سیصد و بیست هجری شمسی در بندر پیشوکان (pisho kan) در منزل هوت مراد که از قبیله هوت – یکی از قبایل قوم بلوچ بود؛ نوزادی پا به عرصه ی وجود نهاد؛ که او را کمال نامیدند.
در ناصیه کمال آثار بزرگی و کمال، هوش و ذکاوت از همان دوران صباوت هویدا بود او از همان دوران کودکی در دامان خانواده ای مذهبی و فرهنگ دوست بالید . کمال به شنیدن داستان های قومی – بلوچی علاقه ای وافر داشت؛ اشعاری را که بزرگان خاندان (مردان و زنان) می شنید مدام زیر لب زمزمه

ادامه مطلب  

 

چند وقت پیش به یکی از دوستان که تقریبا تمام وعده های غذاییشو تو کافی شاپ و این جور جاها به علت بلد نبودن غذا می خورد دستور پخت یه عدسی ساده رو دادم که بعد از اون تا یه مدت مدیدی تقریبا کار هر روز و هر وعده این دوستمون پختن یه قابلمه عدسی و تعارف به من به نشانه تشکر بود تا جایی که مجبور شدم پختن برنج رو هم قبل از اینکه برای همیشه منو دل زده از عدسی بکنه بهش یاد بدم.احتمالا ادامه داستان و قضایایی که با برنج داشتیم رو می تونید حدس بزنید/

ادامه مطلب  

فیلم نامه نویسی  

ویژگی های فیلم نامه نویس: 
۱. بررسی و بحث رویدادها و موضوع ها
۲. تخیل وخلاقیت٬ تمرکز و دقت٬ انتقاد پذیری٬ صبر و تحمل٬ مهارت و توانمندی
فیلم نامه: داستانی است که با تصویر بیان می شود و باید دارای یک شروع خوب و یک میانه و یک جمع بندی یا پایان مناسب باشد. 
هر فیلمنامه از بک داستان٬ طرح یا ساختار٬ صحنه٬ شخصیت و گفتگو تشکیل می شود. ایده پردازی اساس یک فیلمنامه است و باید فیلم نامه نویس مردمی باشد و از درد مردم جامعه آگاه باشد.

ادامه مطلب  

 

دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه تاکسی شدن و آروم کنار هم نشستن . . .
 
دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه . . .
 
دختر قبل از ای

ادامه مطلب  

 

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان…. روبروی میز ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به میز ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد…. قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین….دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد!
 
بلند شدن ،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بود

ادامه مطلب  

اطلاعات ابادی  

امروز ميخواهم درمورد باران رحمت الهي كه سرشار از بركت بود براتون بنويسم باراني كه از روز چهارشنبه مورخه24مهرماه شروع شد وتا امروز جمعه ادامه دارد كه زمين خشك وبي علف را زنده كرد هر چند باعث ناراحتي سيب زميني كاران بود .اما باعث شادي كشاورزان ديم كاران شد. واهالي روستا كم كم خود را براي عزا داري سرور وسالار شهيدان اماده ميكنند. وبه علت در امد پايين سه خانوار از روستا مهاجرت كردند وامار جمعيتي نيز روبه انزال است وحال وهواي روستا از نظر اميد به

ادامه مطلب  

داستان های تین تاپ!  

بچــــــــــــــــه ها یه مشکلی پیش اومده!چرا دیگه هیچ کی داستان تین تاپی نمینویسه؟به هر وب فن فیکشن تین تاپ ایرانی سر بزنی پستشون مال ۷ یا ۸ ماه و یا یک سال قبله!این وب هم دست کمی از اونا نداره ها!فقط من و بادا و ندا هستیم که گاهی به وب سر میزنیم و مطلب میزاریمبقیه که غیبشون زده و ماهی یه بار میان وبهیچ کی نمیخواد جلوی اینو بگیره عایاااااااااا؟من که به تازگی ها عاشق این گروه و داستانای ایرانیش شدم دیگه کم کم دارم ناامید میشم!منم وقتی میام وب

ادامه مطلب  

خبر خوب!!!  

خب!!!!!!!من تونستم بالاخره یه سوژه واسه داستان جدیدم پیدا کنم!شخصیت ها رو هم انتخاب کردمتوی پست بعدیم که همین الان میزارمش عکس ها رو میزارم تا شما انتخاب کنین دوست دارین کی باشین.زود انتخاب کنین تا زودتر داستان رو شروع کنم...

ادامه مطلب  

معذرت+معرفی یه داستان جدید  

محدثه:
 
سلام بچه ها بخدا درسام خیلی سنگینه صب تا شب باید بشینی حفظ کنی:|
 
ولی از این به بعد میخوام چهار شنبه ها این داستان و عشق جاودانه رو بزارم .....
 
اون داستان که راجب فامیل و خانوادم بود هم به احتمال زیاد بعد اینا......
 
خب اول از اینکه میخوام شمارم رو به ابجی کارن بدم تا هر چهارشنبه بهم یاد اوری
 
کنه.......
 
خب حالا بریم سراغ داستان جدید......
 
 
نام داستان:a song fore u
 
موضوع:عاشقانه...موزیکال...
 
خلاصه داستان:شیش تا دختر که باهم طی اتفاقاتی کار امو

ادامه مطلب  

کمی فرصت...  

سلام دوستانمن با مشکلی بر خوردمنمیتونم داستان بزارمالبته فعلا...بزودی میزارمولی کمی فرصت میخوامداستان دردسر ساز ها رو شاید نتونم بزارممتاسفممن یه فکر برای داستان جدیدم میخوامولی کمی زمان میبرهداستان دردسر ساز ها رو که قرار بود بزارم رو تا قسمت ۴ نوشتم ولی ازش خوشم نیومد پس فرصت میخوام تا داستان دیگه ای بنویسمبعد از خوندن داستان جیون (سحر) یه فکرایی به ذهنم رسید ولی برای تبدیل کردنش به داستان کمی زمان میخوام.اگه دیر شد منو ببخشید ولی سعی م

ادامه مطلب  

 

بچه ها قسمت بعد داستان سعی میکنم تا جایی ک میتونم بیشتر بنویسم ولی از این ب بعد فقط اخر هفته اپ میکنم چون مامان میگه اخر هفته اجازه داری ب اینتر نت وصل شی و تبلت دستت بگیری الانم مامان خونه نیس دارم اپ میکنم ببخشید خلاصه رمزم همون قبلی...

ادامه مطلب  

سفر شبانه  

شبی عزم خانه ی تو نمودم
 
کرکره ها سایه روشن بود
بر دیوار  نقش دستا نت میلرزید
چند سیبی بر زمین افتاد
 قایق کاغذی  شناور در حوض بود
تو فریاد کشیدی : بادبان ها پائین  ....طوفانی در راه است ....!
 و من رسیدم
با حفره های مشبک بر سینه
تو نام مرا خواندی و هر بار  گره زدی  چفت آب را در نگاهم 
من خیره در تو 
شمعی روشن و شبی بس بلند  
مرغ شب نجوا کنان  شرح مرا میخواند
و من در شوک هر داستان  باز می رفتم  
 

ادامه مطلب  

عجیب ولی واقعی!!!  

تو اتوبوس که بودم با یه بنده خدایی آشنا شدم و باهام یکم صحبت کردیم...
طرف از خوزستان اومده بود تو گناباد آموزش عالی رشته نرم افزار می خوند...
قسمت فاجعه داستان اینجا بود که طرف 2روز!!!! فقط 2روز در هفته کلاس داشت.
ببینیدعلاقه به تحصیل در دانشگاه دولتی چه میکنه با ملت ما!!!!!
 

ادامه مطلب  

The Blacklist  

نگاهی به سریال The Blacklist
پست آپدیت شد
قسمت 6 اضافه شد
 
شبکه NBC در 23 سپتامبر 2013 سریال " The Blacklist " را به  نمایش در آورد.این سریال در ژانر جنایی و درام میباشد.نویسندگی داستان این سریال " جان بکنکمپ " نام دارد و کارگردان این مجموعه سریال نیز " جان کارناهان " میباشد.بازیگر اصلی این سریال " جیمز اسپیدر " (ریموند ردینگتون) یک خلافکار حرفه ای است. او تابحال جوایز زیادی از فستیوال های مختلف دریافت کرده است و در همین سریال در سال 2014 نامزد دریافت جایزه بهترین ب

ادامه مطلب  

عاقبت عشق و دوستی های خیابانی ! +تصاویر  

عاقبت عشق و دوستی های خیابانی ! +تصاویر
 
من سرم توی کار خودم بود
بعد یه روز یه نفر رو دیدم

ما اوقات خوبی با هم داشتیم و بعد من یه کادو مثل این بهش دادم
وقتی اون هدیه من رو قبول کرد من اینجوری شدم
ما تقریبا همه شب ها ، با هم تلفنی صحبت می کردیم
و این وضع من توی اداره بود
رمانیکه همکارام من و اونو دیدند، اینجوری نگاه می کردند
و من اینجوری بهشون جواب می دادم
وی اون یک گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه
و من اینجوری بودم
بعدش اینجوری شدم
 بله .. این آخر ع

ادامه مطلب  

 

داستان ما سر حماقته . ندیدن تو و  حتی نبودن من
کاش می شد یجوری ما دو تا رو تفهیم کرد ! 
تکرار های مسخرم رو چطور برات توضیح بدم ؟ بی لیاقتی من برای خواستنت هر روز بیشتر میشه با نبودنت . ولی نمی فهمی چطوری؟‌
خسته نشدی منو نگاه کردی که خسته شدم ؟‌ ترکیدم از بدبختی نمایش بدون تو بودن .
 

ادامه مطلب  

داستان چهار شمع  

رسم است که در ایام کریسمس و در واقع آخرین ماه از سال میلادی چهار شمع روشن می نمایند ، هر شمع یک هفته می سوزد و به این ترتیب تا پایان ماه هر چهار شمع می سوزند ، شمع ها نیز برای خود داستانی دارند . امیدواریم با خواندن این داستان امید در قلب تان ریشه دواند .شمع ها به آرامی می سوختند ، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبت های آن ها را بشنوی .
 

ادامه مطلب  

داستان کوتاه : خیابان های شهر  

آن زن تنها می گفت : بزرگترین اشتباه زندگیم آن بود که از روی ترحم ، با همسرم به دیدار دختر جوانی که هیچ نداشت می رفتم و به او صدقه می دادم . امروز او همسر ، شوهرم گشته و من آوره خیابان های شهر ...
دانلود آهنگ جدید
به او گفتم کاش این جمله حکیم ارد بزرگ را می دانستی که : همسر خویش را به دیدار دوستان زن و مرد تنهای خویش نبریم .

ادامه مطلب  

سوره بقره  

سوره بقره؟

معانی سوه: بقره به معنی گاو است و منظور از گاو، گاو بنی اسرائیل است که یک داستان زیبا دارد.
ویژگی سوره: بزرگترین سوره قرآن (۵-۲ جزء)، بزرگترین آیه قران (آیه ۲۸۲)، بیشترین احکام فقهی را دارد. این سوره را سوره مثلثها می نامند، وجود آیت الکرسی در این سوره
موضوعات کلی سوره: مسایل اعتقادی زیر بنایی و ایدئولوژی اسلام – تشریح قانون گذاری و بیان احکام فقهی – مسایل معنوی و اخلاقی فردی – اجتماعی و قرآن شناسی – تشویق به جهاد داستان بنی اسرا

ادامه مطلب  

یه داستان جالب!  

می گن یه روز ، ﺩﻭ تا ﻭﻫﺎﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻮﺍﺭﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ می شن ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺳﺖ . . .
 
تصمیم می گیرن ﮐﻪ شیعه رو ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﻦ؛
ﺍﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ ﺑﺮﻡ ﻟﺒﻨﺎﻥ؛
ﺍﻣﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ؛اه اه اه نرفتم .
ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺑﺤﺮﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ قبول نکردم ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﺴﺘﻦ . . . ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﻋﺮﺍﻕ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﭘﺮﺍﺯﺷ

ادامه مطلب  

داستان نامو...  

Mi یک روزی یک دختر وپسر جوان به اصطلاح عامیانه دوست دختر ودوست پسر بودنیک روز که تلفنی داشتن باهم حرف میزدن پسر با اصرار به دختر گفت بیا ببینمت. دختره میگه نمیشه مامانم نمیذاره .پسره .بایه بهان بیا.دختره میگه باشه.به مامانش میگه میرم استخربعدش باهم تو پارک قرار میزارن بعد یک ساعت گفت گو خوشو بشپسره به دختره میگه اگه ایجور بری خونه مامانت بهت مشکوک میشه بریم خونه ما خودتو حمام کن که موهات خیس باشن مادرت شک نکنه.دخترساده قبول میکنه.

ادامه مطلب  

جلسات معاصران  

جلسه معاصران که مدتی پیش بنا به مشکلاتی موقتا به تعویق افتاده بود از هفته آینده از سر گرفته می شود بدین ترتیب اولین جلسه این دوره از معاصران ساعت شانزده شنبه دهم آبان ماه در مکان حوزه هنری مشهد برگذار خواهد شد از همه علاقه مندان به داستان و ادبیات دعوت میشود در این جلسه شرکت نمایید.

ادامه مطلب  

چگونه یک گیاه نبدیل به نفت می شود؟  

داستان نفت ازمیلیون ها سال پیش به گیاهان ریز میکروسوپی به نام ((پلانکتون ها))مربوط می شود.این گیاهان درسطح اقیانوس هاوسایرمنابع آب هاشناورند.پلانکتون ها شامل هزار نوع مختلف می شوند.پلانکتون هاهمراه جریان آب هایی که درآن زندگی می کنند،شناورند.پس از گذشت سالیان طولانی،این گیاهان باستانی تبدیل به نوعی نفت شدندکه دراصطلاح نفت خام می نامیم.

ادامه مطلب  

برگزاري كارگاه قصه و داستان در كتابخانه سعدي دهلران  

چراغي رئيس اداره كتابخانه هاي عمومي شهرستان دهلران گفت : داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تكوین شخصیت كودك دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، كودك به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند كه هسته ی مركزی بسیاری از قصه ها و داستآنها را تشكیل می دهند. پرورش حس زیبایی شناسی در كودك، متوجه ساختن كودك به دنیایی كه اطرافش را فر

ادامه مطلب  

می‌خواهیم بترکانیم!  

خیلی از افرادی که دست به قلم هستند و می‌نویسند، دنبال کسی می‌گردند که کار آن‌ها را بخواند و آن را نقد کند و یا دست‌کم نظر شخصی‌اش را بگوید. افراد زیادی هستند که به دلایل مختلف نمی‌توانند در کلاس‌های داستان‌نویسی، انجمن‌ها و کارگاه‌های ادبی شرکت کنند و برای همین هیچ نقد و نظری درباره کارشان نمی‌شنوند. این وبلاگ جایی است برای اینکه دور هم جمع شویم، شعرها و داستان‌های همدیگر را بخوانیم و درباره‌شان بحث و گفتگو کنیم. هرچند واضح و مشخص ا

ادامه مطلب  

جشنواره داستان های پیامکی در چلچراغ  

این آگاهی ویژه همه دوستانی است که ویروس داستان‌نویسی گرفته‌اند و خودشان را به در و دیوار می‌زنند تا داستانی بنویسند و چاپش کنند. اگر نوشتن برایتان جدی است و دسترسی به یک گوشی موبایل دارید، تا 5 اسفند فرصت دارید تا قصه‌هایتان را به شماره ۳۰۰۰۲۵۳۰۴۰۴۰ پیامک و یا به نشانی 40adab [@] gmail [.] com بفرستید. داستان‌ها توسط گروه داوری بررسی می‌شوند و تعداد قابل توجهی از آن‌ها در شماره ویژه نوروز منتشر خواهند شد.توجه داشته باشید که داستا‌‌نهایتان نباید

ادامه مطلب  

خوشبختی های ریز ریز  

خوشبختی های ریز ریز یعنی اینکه من زنگ بزنم و تو فک کنی که من میبینمت...من زنگ بزنم و تو نقشه بکشی برای روزایی که قراره با هم باشیم..که من زنگ بزنم و تو بگی حسن میگی؟!... و من از داستان های پسر همسایه بگم که خیالاتم ساختتشون تا برای حرف زدن با تو حرف داشته باشم:)....حسنی که قراره وقتی اومدی اینجا با مان جون !و حج آقا! و اون بریم شهر بازی...حسنی که همه اشتباهات تو رو تکرار میکنه، اما زود اشتباهاتشو جبران می کنه...حسنی که اگه من بگم اونو بیشتر از تو دوست دار

ادامه مطلب  

دانلود انیمیشن روزهای شگفت انگیز Wonderful Days 2003  

Wonderful Days (Sky Blue) 2003 Wonderful Days 2003 بدون سانسور داستان انیمیشن Wonderful Days 2003 دانلود انیمیشن Sky Blue 2003 دانلود انیمیشن Wonderful Days 2003 دانلود رایگان دانلود زیرنویس فارسی انیمیشن Wonderful Days 2003 دانلود مستقیم انیمیشن Wonderful Days 1080p دانلود کارتون روزهای شگفت انگیز با زیرنویس فارسی دوبله فارسی روزهای شگفت انگیز زبان اصلی
دانلود رایگان انیمیشن روزهای شگفت انگیز Wonderful Days (Sky Blue) 2003
زبان اصلی با لینک مستقیم و سه کیفیت 1080p+ 720p + 480p

نام کارتون: روزهای شگفت انگیز – Wonderful Days |

ادامه مطلب  

اصول خبر نویسی  

الف: ارزش خبری چیست؟
پیش از این‌که داستان خود را بنویسید بهتر است این موضوع را در نظر بگیرید که مناسب ترین زاویه دید از نظر ارزش خبری برای مخاطب شما کدام است. بدین ترتیب متوجه خواهید شد که کدام بخش از داستانتان را باید برجسته کنید. عوامل مختلفی وجود دارد که به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید آیا یک رویداد ارزش خبری دارد یا خیر.
•           وجود اختلاف نظر و تقابل: منظور فقط تقابل در میدان نبرد و میان گروه های متخاصم نیست بلکه بحث هایی که در باره

ادامه مطلب  

داستان تکراري كربلا  

داستان تکراري كربلا
باور غلط: روحانيون چقدر داستان تکراري عاشورا را بيان مي کنند؟پاسخ:از نظر علم بيان هر تکراري مُمِلّ و مُخِلّ به فصاحت نيست. از نظر روان‌شناسي يادگيري، تکرار سبب تثبت آموخته هاي در حافظه دراز مدت و عدم فراموشي مي‌شود. از سويي ديگر، سخنراني‌هاي مذهبي دو «عامل شناختي» (سخنراني) و «هيجاني» (روضه و مداحي) دارند. عامل شناختي مانند نور ماشين است و عامل هيجاني مانند موتور ماشين است. هر دو با هم کارايي دارند و يکي بدون ديگري ناقص

ادامه مطلب  

داستان...  

داستان عاشقانه
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل
شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.زن جوان: یواش تر برو، من می
ترسم.مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می
ترسم.مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.زن جوان: دوستت دارم،
حالا میشه یواش تر برونی.مرد جوان: منو محکم بگیر.زن جوان: خوب حالا میشه
یواش تر بری.مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت
بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم،

ادامه مطلب  

داستان...  

داستان زیبای خانه سالمندان چمدونش را بسته بودیم با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک ، کمی نون روغنی، آبنات، کشمش چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …گفت: “مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم یک گوشه هم که نشستم نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”گفتم: “مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن.”گفت: “کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن!آخه اون جا مادرجون، آدم دق میکنه ها، من که اینجا به کسی کار ندارم ا

ادامه مطلب  

داستان...  

داستان بازیگر محبوب
پسر کوچولو به مادر خود گفت : مامان
کجا می ری؟مادر گفت : عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است به
شهر ما آمده استاین طلایی ترین فرصتی است که می توانم او را ببینم وبا او حرف
بزنم ، خیلی زود برمی گردماگر او وقت آن را داشته باشد که با من حرف بزند چه
محشری می شودو در حالی که لبخندی حاکی از شادی به لب داشت با فرزندش خداحافظی
کردحدود نیم ساعت بعد مادرش با عصبانیت به خانه برگشتپسر به مادرش گفت
:مادر چرا چهره ی پریش

ادامه مطلب  

داستان...  

داستان دختر بدقول
دختري بود نابيناکه از خودش تنفر
داشتکه از تمام دنيا تنفر داشتو فقط يکنفر را دوست داشتدلداده اش
راو با او چنين گفته بود« اگر روزي قادر به ديدن باشمحتي اگر فقط براي
يک لحظه بتوانم دنيا را ببينمعروس **** گاه تو خواهم شد »***و چنين
شد که آمد آن روزيکه يک نفر پيدا شدکه حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر
نابينا بدهدو دختر آسمان را ديد و زمين رارودخانه ها و درختها راآدميان
و پرنده ها راو نفرت از
روانش رخت بر بست***دلداده به ديدنش آمدو

ادامه مطلب  

5-کله گنده  

یکی بود، یکی نصفه نیمه بود، یکی از بیخ و بن نبود، یکی هنوز نیامده بود...
یکی هم بود که کله اش گنده بود چون توی کله ی گنده اش خیلی مغز بود.
از آنجا اصولا مردم آدم های کله گنده را خیلی دوست دارن سررشته ی همه ی امور را به او دادند
او هم چون از بیکاری خیلی بدش می آمد همه را سر کار گذاشت.
مردم هم راضی بودن.
یک روز...
داستان اینجا ناتمام ماند...شاید بهتر بود که ناتمام بماند
ولی دوست دارم کاملش کنیم! من و او که کله گنده را خلق کردیم! اگر زمانی کامل شد حتما ادام

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1